
بیش از دو سال است که انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان در قالب وبلاگ و سایت برای مخاطبان خود مطالبی را در دنیای مجازی ارائه می کند. بنابر این جا دارد نگاهی کوتاه از درون به این فعالیت دو ساله داشته باشیم. دو سال فعالیت سایت و وبلاگ یکدست نبوده و فراز و فرودهایی در میزان فعالیت و در پی آن جلب مخاطب داشته است. نویسنده های متعددی در این مدت کوتاه به آن اضافه شده یا از نوشتن در آن کناره گرفته اند. ادعای چندان گزافی نخواهد بود اگر بگوییم که انجمن در بعضی از جریانات شهر اثرداشته و تا حدودی در روشنگری اذهان و کاستن تنش ها یا برطرف کردن اختلاف نظرها لااقل در بین قشر تحصیل کرده مؤثر بوده است بنابر این جا دارد نه از دیدگاه گروه بلکه از دیدگاه خود به عنوان یکی از اعضاء گروه به این فعالیت نگاهی بیاندازم. این نظر نمی تواند همه زوایا را روشن کند و بنابر این از دوستان دیگر هم توقع دارم که با عناوین جداگانه یا در قسمت نظرات رهنمودهای تکمیلی را بیان کنند.
یکی از بزرگترین مشکلات وبلاگ و سایت بر می گردد به دیدگاه قدیمی رایج در بجستان که متاسفانه تا کنون دامنگیر همه فعالان بجستان شده است. نگاه بدبینانه، شکاک و متهم ساز که کمابیش همه علاقه مندان بجستان را گریزان ساخته است. هر کسی که دغدغه بجستان داشته متهم به کیسه دوزی و طمع ورزی و مال اندوزی یا قدرت طلبی و خودنمایی شده است. حق می دهم با این نگاه و برخورد کار کردن سخت است و برای کسانی که در بجستان زندگی می کنند دشوارتر. بیشتر نویسندگان سایت که ساکن بجستان هستند زودتر کنار کشیدند زیرا هم در سایت و هم در دیدارهای روزانه و رودر رو طعن ملامت کشیدند. لابد رفتار عافیت طلبانه را بر نکوهش دوست و دشمن برگزیدند. گرچه خودم هم کمابیش مورد چنین الطافی قرار گرفته ام ولی کنار کشیدن را چاره مناسب نمی دانم. خانم احمدی و آقایان کریمیان، مسعودی، علیمرادی، حسینی، جانبیکی و... دلایلی برای کنار رفتنشان یا عدم فعالیت شان اظهار نکرده اند و ان شاء الله که دلزده و دلسرد نشده باشند ولی اگر به خاطر یکی دو نظر یا انتقاد کنار رفته اند به نظر من رسالت شان را ادا نکرده اند. اگر هدف ما اصلاح و ارشاد جامعه مان است باید توانی بیشتر از این داشته باشیم و بیشتر از این حرف همشهری هایمان را - حتی اگر اشتباه- تحمل کنیم. حرف هایی که گاه اندیشه ای در پی آن نیست یا از سوی گروه خاصی و با هدف از دور خارج کردن زده می شود. اگر چنین باشد ما در مقدمات کارمان اشکال داریم. انتقاد لازمه کار است و یکی از حسن های سایت و وبلاگ ما شفاف سازی بیش از حد بود. این که شما به مخالفانتان میدان دهید که نظرشان را از بلندگوی خودتان بگویند، کاری بسیار شجاعانه است و هم در سایت و هم در وبلاگ نظرهای مخالفان تا زمانی که به فحاشی کشیده نمی شد، حذف نمی شد. البته بهای این شجاعت نظرهای گاه تندی بود که بیشتر با اسامی مستعار گفته می شد و از نظر من مشکلی نداشت ولی بعضی از دوستان ظاهراً تحملش را نداشتند. بیشتر نظرهای انتقادی جنبه تسویه حساب شخصی داشت. کسی با کسی دشمنی یا عداوتی قدیمی داشت و حال از طریق وبلاگ یا سایت بدون این که شناخته شود مجال می یافت که در حضور جمعی جوابی دندان شکن به مخاطب بدهد. این کار طبیعی است و از مقدمات رسیدن به بلوغ فکری است و به نظر من باید تحمل کرد. گاهی با نظرهایی مواجه می شدیم که طرف معلوم بود نوشته را تا آخر نخوانده و قضاوت کرده یا اصلاً منظور نویسنده را نفهمیده و برای خودش چیزی گفته است. برای چنین نظرهایی اصلاً نمی توان ارزشی قائل شد یا حتی شنید چه رسد به این که نویسنده ای به خاطر آن دنیای مجازی را ترک کند.
بعضی از نظرها دیدگاه سیاسی داشتند. نویسندگان وبلاگ و سایت گرچه خود گرایش های سیاسی داشتند و بعضاً شناخته شده و دانسته بود، اما چون عقیده داشتند که گرایش های سیاسی در محیط های کوچکی مثل بجستان مانع اتحاد همه امکانات و در نتیجه سازندگی است، سعی کردند از دخالت دادن مسائل سیاسی بپرهیزند؛ ولی ضعف بنیه بعضی از تشکل های سیاسی ناخواسته بعضی از نویسندگان را درگیر کار سیاسی می کند که باز هم معتقدم از آن باید لااقل در این سایت پرهیز کرد.
یکی از نشانه های نپختگی توجه به عنوان ها و اسم و رسم ها بود، اگر مطلبی را نویسنده ای با مدرک دانشگاهی فلان می نوشت کسی اعتراضی نداشت ولی اگر اسم کسی با مدرک پایین تر زیر نوشته بود انتقادها تندتر و گزنده تر می شد. این مسئله به مرور زمان حل می شود و صبوری لازم است. ولی بعضی از دوستان نویسنده با اولین انتقادها کنار کشیدند. در فهرست نویسندگان سایت و وبلاگ هم متاسفانه چنین نگاهی بود. وقتی که وبلاگ در اوج فعالیت بود نویسنده ها مجال خوانده شدن به نوشته ها نمی دادند و پی در پی مطلب می نوشتند ولی وقتی چهره های مطرح سایت کنار کشیدند، دیگران هم از نوشتن دست برداشتند یا عارشان آمد که در کنار بعضی اسم ها بنویسند.
در پایان از همه نویسندگان قبلی و کنونی تقاضا دارم که به خاطر بجستان دلسرد نشوند و به فعالیت خود ادامه دهند. همیشه کسانی هستند که به خاطر منافع خودشان می خواهند شما فعالیت نکنید و خانه نشین باشد تا آنها بر خر لنگ مراد خودشان باشند. آنها حتی برای منافع خودشان شهر را ویرانه می خواهند و نباید تسلیم این کوته اندیشی ها شد.
|