منوی اصلی |
|
 | لینکهای سریع |
 | مطالب سایت |
 | بخش خبری |
 | بخش کاربری |
 | امکانات سایت |
 | دیگر بخشها |
|
|
مقالات |
|
آمار بانك اطلاعاتي |
|
تعداد دانش آموختگان: 11
مرد: 10
زن: 1
تعداد دانشجویان: 11
مرد: 11
زن: 0 ----------------------------------مجموع: 22---------------------------------- [جستجو در پایگاه اطلاعاتی]
|
|
 |
 |
|
|  متاسفانه مدتی است که هاستینگ سایت با محدودیت فضا مواجه شده و همین امر باعث می شد که هر از چند گاهی دسترسی به سایت محدود بشه. البته اقدامات لازم جهت ارتقای هاستینگ صورت گرفته که امیدوارم در آینده دوباره چنین مشکلی پیش نیاد. از سرویس خارج شدن سایت باعث شد که دوستان خوبمون در وبلاگ بچه های خاک آقا شرح حال جالبی از وب سایت رو بنویسن که جا داره همین جا از اظهار لطفشون تشکر کنم. متاسفانه باید تصدیق کنم که با گذشت زمان همکاری نویسندگان کمتر شد و از قضای روزگار همزمان شد با اسباب کشی ما از وبلاگ به وبسایت. هدف ما از تبدیل کردن وبلاگ به وب سایت استفاده از امکانات بیشتر بود، مثل قابلیت عضو گیری، تهیه بانک اطلاعات دانشجویان و دانش اموختگان، فرهنگ اصطلاحات بجستانی، نظرسنجی، لینکدونی و .... به نظر من تبدیل شدن وب لاگ به وب سایت عامل کاهش همکاری نویسندگان نبوده و باید علت رو در جاهای دیگری جست. متاسفانه فضای مجازی بجستان بسیار متاثر از فضای واقعی اونه و حتی در مواردی بدتر از اون هم میشه. کافی بود نویسندگان مطلبی بنویسند که به مزاج بعضی ها خوش نیاید، طوفان تهمت ها و انگ های مختلف بود که به سمت نویسنده مطلب روانه می شد و انجمن را متهم به سیاسی کاری می کردن. و جالب تر اینکه همون افرادی که از سیاسی کاری انجمن انتقاد می کنن سیاسی ترین مطالب رو در بخش نظرات درج می کنن. از طرفی نوشتن برخی مطالب اون هم با نام واقعی کمی مشکله. در برخی موارد هم که نویسندگان با نام مستعار مطلبی ارسال می کردن، بازدید کنندگان حس کارآگاه بازیشون گل می کرد و به جای پرداختن به خود مطلب، زنبیل به دست راه می افتادن که ببینن این مطلب رو کی نوشته!!! مجموعه این مسائل باعث شد که اغلب نویسندگان از ارسال مطلب به وبسایت منصرف بشن. بعضی ها برای اینکه انجمن متهم به سیاسی کاری نشه وبلاگ شخصی راه انداختن و مطالب سیاسی شون رو اونجا درج می کنن. بعضی از دوستان هم با نام مستعار کار وبلاگ نویسی رو ادامه میدن. در هر صورت امیدوارم انجمن ما هم دوباره به روزهای طلایی اش برگرده و این مستلزم همکاری و هم اندیشی همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستانیه. ما بارها گفتیم و دوباره هم می گیم این انجمن و وب سایت مطعلق به همه دانشجویان و دانش آموختگان بجستانیه و منظورمون از بجستان هم نه فقط شهر بجستانه که ما بجستان رو بدون روستاهاش بجستان نمی دونیم. هر کدوم از دوستان هم که تمایل دارن در وبسایت به عنوان نویسنده فعالیت داشته باشن، کافیه یه ایمیل به من بزنن. به امید بجستانی آباد و سربلند
ادامه متن ... |
|
|
|
|  در سالهای تحصیل کمتر در امتحانات تقلب کرده ام. یک بار در درس فیزیک سال اول دبیرستان تقلب نمودم که آن هم یادداشت نمودن فرمولی کف دستم بود و بعد از امتحان متوجه شدم که توان یکی از پارامترهای فرمول را اشتباه نوشته ام. به عبارتی نتیجه اولین تقلب به ضررم تمام شد.
ادامه متن ... |
|
|
|
|  با داداشم علی که یه خورده (حدود یک سال و نیم) از من بزرگتره سال اول راهنمایی همکلاس شدیم و تا سال سوم راهنمایی هم با هم بودیم که ایشون دیگه به تحصیل ادامه نداد. (فکر نکنین من درسم بهتر بود نه داداشم درسش کم خوب بود و الان تنها رادیاتور ساز شهر بجستانه و اگه اونم مثل من درس می خوند شاید امروز بجستان با خلاء رادیاتور ساز ماشین مواجه بود.) سال اول راهنمایی یا دوم راهنمایی بودیم که مربی تربیتی مون آقای رستگار یه برنامه داد که اجرای صبحگاه رو بین دانش آموزا تقسیم کرده بود. یه روز رو برنامه این بود که داداشم علی قرآن بخونه و من هم دعا رو بخونم. هنوز چند روز به نوبت ما مونده بود که دغدغه داشتم و استرس زیادی بر من مستولی بود. طوری که ذهنم لحظه ای از موضوع رها نمیشد. البته داداشم خیلی ریلکس بود. حق داشت چرا شو ادامه مطلب رو بخونین.
ادامه متن ... |
|
|
|
|  خبر افتتاح سایت یاران صدر بطور گسترده در خبرگزاری ها، سایت های خبری و وب سایت های شخصی منعکس شد.
در روزهای گذشته نام یاران صدر در سایت های زیر درج شد:
موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر
تابناک
بنیان نیوز
سحام نیوز
شیعه آنلاین
فارس
رجا نیوز
مرکز خبر و اطلاعات ایرانیان
صدای شیعه
تبیان
انجمن اسلامی بروکسل
انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان
ایران اکونومیست
پارسا نیوز
اراده مردم
وبسایت شخصی رسول منتخب نیا
صبر
صادق مدیا
پایگاه خبری شهرستان گناباد لينك اصلي سايت http://www.yaranesadr.ir/farsi/1388/09/437
ادامه متن ... |
|
|
|
|  کلاس دوم دبستان بودم. معلممان آقای دادگر و رئیس مدرسه آقای علوی(خدای بیامرزش) بودند. مدرسه مان هم همان دبستان اسدی طوسی قدیم در مسیر مزار شهدا که در حال حاظر نیروی انتظامی شده است بود. بعدها این دبستان به نام دبستان شهید رئیس زاده تغییر نام و به مدرسه روبروی منازل سازمانی نزدیک میدان آزادی منتقل گردید. روزی آقای دادگر مشقا رو میخواست خط بزنه. برای همین کاغذی رو سوراخ کرده بود و ضمن بازدید مشقا اونو روی کلمات بد نوشته شده قرار می داد که قبل و بعد کلمه مشخص نباشه و از ما میخواست که کلمه رو بخونیم. فکر کنم مشق درس "تصمیم کبرا" بود که آن روز نوشته بودیم. ایشان کاغذ سوراخ شده رو روی کلمه ای گذاشت و از من خواست تا اونو بخونم. هر چی نگاه کردم نمیتونستم کلمه رو بخونم. (باورتون میشه آدم مشقی بنویسه بعد خودش نتونه بخونه؟) بعد که معلم کاغذ رو برداشت متوجه شدم که اون کلمه "تصمیم" بوده. الان یادم نیست چه جوری نوشته بودم ولی هر چی بود امان از بدخطی. میدونین چرا؟ آخه اون روز به عنوان تنبیه مجبور بودم سنگی حدود چهار پنج کیلویی روی دستام و بک پا برداشته از روی زمین ، مدتی کلمه تصمیم رو تکرار کنم تا خوب یاد بگیرم. البته خیلو زود یاد گرفتم و هرگز هم فراموش نکردم تازه نه تنها "تصمیم" نوشتن را و گفتن را یاد گرفتم بلکه حالا تصمیم گرفتن را نیز یاد گرفتم برای همین هم همیشه از خدا میخوام تا بصیرت ذهنی به من عطا کنه تا تصمیمات خوبی چه برای زندگی و چه در کارم بگیرم.
ادامه متن ... |
|
|
|
| 
در آستانه عید غدیر، سایت یاران صدر افتتاح شد. یاران صدر این سایت را بعد از دو سال فعالیت برای ارتباط گسترده تر با سایر علاقمندان امام صدر ایجاد کرده اند. این سایت شامل بخش های مختلف، مانند: مطالب ویژه، اندیشه امام، اخبار، بخش هنری، رواق (بخش ادبی)، نشان (خاطرات)، آقای دیکتاتور (معرفی قذافی رباینده امام)، پرونده ای که پیگیری نمی شود و ... است. این سایت با آدرس www.yaranesadr.ir در دسترس علاقمندان است.
ادامه متن ... |
|
|
|
|  ميهمان می نویسد:
گناباد (جویمند) تا همین چند روز پیش، شهری بود از شهرهای ایران. چه بسیار ایرانیانی که حتی نمیدانستند گناباد در کجای جغرافیای ایران نشسته است؛ چه رسد به اینکه بدانند بزرگترین و قدیمیترین قنات جهان در این شهر است. چه بسیار که نمیدانند گناباد همان «جنابد»ی است که حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامهاش از آن بارها یاد کرده؛ آنجا که مدفن «پیران ویسه»، وزیر کاردان افراسیاب است. و شاید کسی باور نکند که گناباد، با جمعیتی حدود 40 هزار نفر، در زمرهی مناطقی قرار میگیرد که بیشترین آمار حوادث جادهای را بهخود اختصاص داده است." گناباد اگر با زعفران معطر است و با هوای گرم و خشک، معروف؛ حالا چند روزی است که شهره شده به میزبانی روزنامهنگاری که در محکومیتاش، تبعید پنج ساله به این شهر نیز آمده است. اگر روزی قرار بر اجرای این حکم باشد، احمد و خانوادهاش باید حدود 250 کیلومتر از مشهد به سمت جنوب خراسان طی طریق کنند تا در چند کیلومتری آرامگاه ملا سلطان محمد بیدختی گنابادی، مشهور به سلطانعلیشاه، صوفی و عارف بزرگ قرن سیزدهم هجری، و قطب سلسله نعمتاللهی سلطانعلیشاهی، سکنا گزینند. خوشبختانه احمد خود بچهی «جنوب» و کویر و گرماست (سیرجان)؛ آنجا که دکتر شریعتی در توصیفاش نوشت: «آنچه در کویر زیبا میروید، خیال است! این تنها درختی است که در کویر خوب زندگی میکند، میبالد و گل میافشاند. خیال این تنها پرنده نامرئی که آزاد و رها همهجا در کویر جولان دارد.» پس احمد با گناباد مشکلی نخواهد داشت. گناباد و کوهها و کویرهای اطرافاش، انار و انگور منطقه و گلهای زعفران این خطه نیز، بهقدر لازم برای همسرش، و نیز پویا، پارسا و پرهام، پسراناش، واجد جذابیت خواهد بود. جالب اینجاست که هنوز هیچ اتفاقی رخ نداده (و خانواده زیدآبادی به گناباد نرفته)، آقایی که در مجلس شورای اسلامی حضور دارد و عنوان حقوقی و رسمیاش، «نماینده مردم گناباد و بجستان در مجلس هشتم، و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی» است، در دیدار با رییس قوه قضائیه، نسبت به تبعید زیدآبادی به گناباد ابراز خطر و انتقاد کرده و گفته است: «بیش از 10 هزار دانشجو در این شهرستان مشغول به تحصیل هستند و حضور تبعیدیها در این شهرستان اثرات منفی بهجا میگذارد.» یکی از سایتهای نزدیک به محافظهکاران و همسو با احمدینژاد گزارش داده که وی (مهدی مهدیزاده) مراتب اعتراض و نگرانی خود، امام جمعه و فرماندار شهرستان گناباد را بهخاطر تبعید زیدآبادی به آن شهرستان اعلام کرده است. در خبر مزبور آمده است که فرد معترض، از سوی مردم منطقه هم «ابراز نگرانی» کرده است. هرچند نگارنده ندانست که چگونه میتوان میان این ابراز نگرانی و آن احساس خطر متکی بر حضور 10 هزار دانشجو در این منطقه از ایران را جمع کرد و توجیه نمود. وی درعینحال افزوده است: «در رژیم گذشته علما به گناباد تبعید میشدند ولی باید حساب علما را از این قضیه جدا کرد و ایندو موضوع جدای از هم و با دو اثر روحی و روانی متفاوت است.» (البرز 7 آذر 88) کسی چه میداند، شاید تا هنگامی که زیدآبادی و خانوادهاش در گناباد مستقر شوند، وضع صادرات زعفران تغییر کرده باشد؛ چنان که شاید وضع پستهکاران گناباد بهبود یابد و طرح بیمه رایگان مزارع و باغها که مسکوت مانده، محقق شود (خطرات و حوادث ناشی از خشکسالی، کشاورزان و باغداران منطقه گناباد را به قشری ورشکسته و بدهکار به سیستمهای بانکی تبدیل کرده است. خراسان 16 اردیبهشت 88)؛ همانگونه که شاید وضع کشاورزان پنبهکار گناباد تغییر کند و آنان به جمعآوری محصولشان رغبت پیدا کرده باشند (در اخبار رسمی، آمده است که با وجود کاهش ۱۵ درصدی سطح زیر کشت پنبه در شهرستان گناباد، بهدلیل کمبود نیروی انسانی و قیمت پایین خرید، محصول وش پنبهکاران بر زمین مانده است و آنان علاقهای به برداشت محصول ندارند و طلای سفید در این شهرستان رو به افول می رود. تولید این محصول بهدلایلی از جمله پایینبودن نرخ تضمینی، افزایش هزینههای تولید نظیر آب، برق و کارگر ظاهرا دیگر مقرون به صرفه نیست و اینچنین، هر سال با اقبال کمتر کشاورزان روبهرو میشود. ایرنا 23 آبان 88) برای روزنامهنگار و فعال سیاسی وطندوستی چون احمد زیدآبادی، زندگی در این گوشهی ایران با آن گوشهی دیگر، واجد تفاوتی معنادار نیست؛ او پای رایانهی شخصیاش و از طریق فنآوری باورنکردنی اطلاعات، همچنان به رصد آخرین اخبار از اوضاع خاورمیانه خواهد پرداخت؛ و چه زود خواهد رسید روزی که دیدگاههایش را با مخاطبان و علاقمنداناش، در میان گذارد. جهان بیش از پیش حکم همان «دهکده»ای را مییابد که زمانی مارشال مکلوهان وضع آن را با توجه به تکنولوژی ارتباطات توصیف کرده بود. آنچه شگفت مینماید مرجع صدور حکم مجازاتی است که نقاط مختلف ایران را «طبقهبندی» میکند، و گمان میکند «اندیشه» را میتوان چونان صاحباش، تبعید کرد. گناباد نام درخشان منطقهای گرانقدر از ایران بوده و هست و خواهد بود. اما این نام با حضور زیدآبادی، بیشک بیش از پیش در جهان شناخته و معروف خواهد شد. قلم خواندنی احمد، حکایتهای جالب توجهی از این گوشهی ایران خواهد داشت. آنقدر خواندنی که نامزدهای دورههای بعدی مجلس برای جلب هرچه بیشتر آراء اهالی گناباد، به سطر سطر آن استناد و اشاره کنند. و کسی چه میداند؛ شاید گناباد چنان که هیچگاه پذیرای دکتر هاشم آقاجری نشد (همین چند سال پیش بود که این استاد دانشگاه نیز قرار بود به گناباد تبعید شود)، خانوادهی زیدآبادی را نیز بطن خود نبیند. گناباد اما گناباد خواهد ماند، با زیدآبادی یا بی او. احمد زیدآبادی نیز احمد زیدآبادی خواهد ماند، در گناباد یا دور از گناباد.
برگرفته از: پایگاه اینترنتی روزنامه اعتماد
ادامه متن ... |
|
|
|
|  پدیده های اجتماعی گاه آنقدر پیچیده و عجیب اند که نمی توان در چند سطر و حتی چند کتاب به بررسی تمامی جوانب آنها پرداخت. اما فارغ از اینکه این پدیده ها شناخته شده اند و یا خیر، واقعیاتی هستند که وجود دارند و تک تک اعضای جامعه از آن تاثیر می پذیرند. یکی از این پدیده های اجتماعی که سالها گریبانگیر جامعه بجستان بوده است، پدیده ایست به نام حیدری و نعمتی. در قسمت قبل مختصرا به بررسی تاریخی موضوع پرداختیم و نتیجه این شد که اغلب حاکمان برای اینکه بتوانند به راحتی به حکومت خود ادامه دهند از استراتژی های تفرقه افکندن بین مردم جامعه استفاده می کرده اند که بارز ترین آنها همین پدیده حیدری-نعمتی خودمان است.
واضح است که در حال حاضر و در شهر کوچکی مانند بجستان، سرگرم کردن مردم به این اختلافات برای ادامه حکومت، دیگر محلی از اعراب ندارد و متاسفانه این پدیده تبدیل به یک پارادایم (Paradigm) شده است. برای درک ممفهوم پارادایم، به مثال زیر توجه کنید:
ادامه متن ... |
|
|
تعداد اخبار: 133 (14 صفحه | قابل نمايش: 10)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 ] |
|
|  |
آمار کاربران |
|
لینک دوستان |
|
بجستان
روستاهاي بجستان
گناباد
ديگر دوستان
|
|