منوی اصلی |
|
 | لینکهای سریع |
 | مطالب سایت |
 | بخش خبری |
 | بخش کاربری |
 | امکانات سایت |
 | دیگر بخشها |
|
|
مقالات |
|
آمار بانك اطلاعاتي |
|
تعداد دانش آموختگان: 9
مرد: 8
زن: 1
تعداد دانشجویان: 13
مرد: 13
زن: 0 ----------------------------------مجموع: 22---------------------------------- [جستجو در پایگاه اطلاعاتی]
|
|
 |
 |
|
|  کلاس دوم دبستان بودم. معلممان آقای دادگر و رئیس مدرسه آقای علوی(خدای بیامرزش) بودند. مدرسه مان هم همان دبستان اسدی طوسی قدیم در مسیر مزار شهدا که در حال حاظر نیروی انتظامی شده است بود. بعدها این دبستان به نام دبستان شهید رئیس زاده تغییر نام و به مدرسه روبروی منازل سازمانی نزدیک میدان آزادی منتقل گردید. روزی آقای دادگر مشقا رو میخواست خط بزنه. برای همین کاغذی رو سوراخ کرده بود و ضمن بازدید مشقا اونو روی کلمات بد نوشته شده قرار می داد که قبل و بعد کلمه مشخص نباشه و از ما میخواست که کلمه رو بخونیم. فکر کنم مشق درس "تصمیم کبرا" بود که آن روز نوشته بودیم. ایشان کاغذ سوراخ شده رو روی کلمه ای گذاشت و از من خواست تا اونو بخونم. هر چی نگاه کردم نمیتونستم کلمه رو بخونم. (باورتون میشه آدم مشقی بنویسه بعد خودش نتونه بخونه؟) بعد که معلم کاغذ رو برداشت متوجه شدم که اون کلمه "تصمیم" بوده. الان یادم نیست چه جوری نوشته بودم ولی هر چی بود امان از بدخطی. میدونین چرا؟ آخه اون روز به عنوان تنبیه مجبور بودم سنگی حدود چهار پنج کیلویی روی دستام و بک پا برداشته از روی زمین ، مدتی کلمه تصمیم رو تکرار کنم تا خوب یاد بگیرم. البته خیلو زود یاد گرفتم و هرگز هم فراموش نکردم تازه نه تنها "تصمیم" نوشتن را و گفتن را یاد گرفتم بلکه حالا تصمیم گرفتن را نیز یاد گرفتم برای همین هم همیشه از خدا میخوام تا بصیرت ذهنی به من عطا کنه تا تصمیمات خوبی چه برای زندگی و چه در کارم بگیرم.
ادامه متن ... |
|
|
|
| 
در آستانه عید غدیر، سایت یاران صدر افتتاح شد. یاران صدر این سایت را بعد از دو سال فعالیت برای ارتباط گسترده تر با سایر علاقمندان امام صدر ایجاد کرده اند. این سایت شامل بخش های مختلف، مانند: مطالب ویژه، اندیشه امام، اخبار، بخش هنری، رواق (بخش ادبی)، نشان (خاطرات)، آقای دیکتاتور (معرفی قذافی رباینده امام)، پرونده ای که پیگیری نمی شود و ... است. این سایت با آدرس www.yaranesadr.ir در دسترس علاقمندان است.
ادامه متن ... |
|
|
|
|  ميهمان می نویسد:
گناباد (جویمند) تا همین چند روز پیش، شهری بود از شهرهای ایران. چه بسیار ایرانیانی که حتی نمیدانستند گناباد در کجای جغرافیای ایران نشسته است؛ چه رسد به اینکه بدانند بزرگترین و قدیمیترین قنات جهان در این شهر است. چه بسیار که نمیدانند گناباد همان «جنابد»ی است که حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامهاش از آن بارها یاد کرده؛ آنجا که مدفن «پیران ویسه»، وزیر کاردان افراسیاب است. و شاید کسی باور نکند که گناباد، با جمعیتی حدود 40 هزار نفر، در زمرهی مناطقی قرار میگیرد که بیشترین آمار حوادث جادهای را بهخود اختصاص داده است." گناباد اگر با زعفران معطر است و با هوای گرم و خشک، معروف؛ حالا چند روزی است که شهره شده به میزبانی روزنامهنگاری که در محکومیتاش، تبعید پنج ساله به این شهر نیز آمده است. اگر روزی قرار بر اجرای این حکم باشد، احمد و خانوادهاش باید حدود 250 کیلومتر از مشهد به سمت جنوب خراسان طی طریق کنند تا در چند کیلومتری آرامگاه ملا سلطان محمد بیدختی گنابادی، مشهور به سلطانعلیشاه، صوفی و عارف بزرگ قرن سیزدهم هجری، و قطب سلسله نعمتاللهی سلطانعلیشاهی، سکنا گزینند. خوشبختانه احمد خود بچهی «جنوب» و کویر و گرماست (سیرجان)؛ آنجا که دکتر شریعتی در توصیفاش نوشت: «آنچه در کویر زیبا میروید، خیال است! این تنها درختی است که در کویر خوب زندگی میکند، میبالد و گل میافشاند. خیال این تنها پرنده نامرئی که آزاد و رها همهجا در کویر جولان دارد.» پس احمد با گناباد مشکلی نخواهد داشت. گناباد و کوهها و کویرهای اطرافاش، انار و انگور منطقه و گلهای زعفران این خطه نیز، بهقدر لازم برای همسرش، و نیز پویا، پارسا و پرهام، پسراناش، واجد جذابیت خواهد بود. جالب اینجاست که هنوز هیچ اتفاقی رخ نداده (و خانواده زیدآبادی به گناباد نرفته)، آقایی که در مجلس شورای اسلامی حضور دارد و عنوان حقوقی و رسمیاش، «نماینده مردم گناباد و بجستان در مجلس هشتم، و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی» است، در دیدار با رییس قوه قضائیه، نسبت به تبعید زیدآبادی به گناباد ابراز خطر و انتقاد کرده و گفته است: «بیش از 10 هزار دانشجو در این شهرستان مشغول به تحصیل هستند و حضور تبعیدیها در این شهرستان اثرات منفی بهجا میگذارد.» یکی از سایتهای نزدیک به محافظهکاران و همسو با احمدینژاد گزارش داده که وی (مهدی مهدیزاده) مراتب اعتراض و نگرانی خود، امام جمعه و فرماندار شهرستان گناباد را بهخاطر تبعید زیدآبادی به آن شهرستان اعلام کرده است. در خبر مزبور آمده است که فرد معترض، از سوی مردم منطقه هم «ابراز نگرانی» کرده است. هرچند نگارنده ندانست که چگونه میتوان میان این ابراز نگرانی و آن احساس خطر متکی بر حضور 10 هزار دانشجو در این منطقه از ایران را جمع کرد و توجیه نمود. وی درعینحال افزوده است: «در رژیم گذشته علما به گناباد تبعید میشدند ولی باید حساب علما را از این قضیه جدا کرد و ایندو موضوع جدای از هم و با دو اثر روحی و روانی متفاوت است.» (البرز 7 آذر 88) کسی چه میداند، شاید تا هنگامی که زیدآبادی و خانوادهاش در گناباد مستقر شوند، وضع صادرات زعفران تغییر کرده باشد؛ چنان که شاید وضع پستهکاران گناباد بهبود یابد و طرح بیمه رایگان مزارع و باغها که مسکوت مانده، محقق شود (خطرات و حوادث ناشی از خشکسالی، کشاورزان و باغداران منطقه گناباد را به قشری ورشکسته و بدهکار به سیستمهای بانکی تبدیل کرده است. خراسان 16 اردیبهشت 88)؛ همانگونه که شاید وضع کشاورزان پنبهکار گناباد تغییر کند و آنان به جمعآوری محصولشان رغبت پیدا کرده باشند (در اخبار رسمی، آمده است که با وجود کاهش ۱۵ درصدی سطح زیر کشت پنبه در شهرستان گناباد، بهدلیل کمبود نیروی انسانی و قیمت پایین خرید، محصول وش پنبهکاران بر زمین مانده است و آنان علاقهای به برداشت محصول ندارند و طلای سفید در این شهرستان رو به افول می رود. تولید این محصول بهدلایلی از جمله پایینبودن نرخ تضمینی، افزایش هزینههای تولید نظیر آب، برق و کارگر ظاهرا دیگر مقرون به صرفه نیست و اینچنین، هر سال با اقبال کمتر کشاورزان روبهرو میشود. ایرنا 23 آبان 88) برای روزنامهنگار و فعال سیاسی وطندوستی چون احمد زیدآبادی، زندگی در این گوشهی ایران با آن گوشهی دیگر، واجد تفاوتی معنادار نیست؛ او پای رایانهی شخصیاش و از طریق فنآوری باورنکردنی اطلاعات، همچنان به رصد آخرین اخبار از اوضاع خاورمیانه خواهد پرداخت؛ و چه زود خواهد رسید روزی که دیدگاههایش را با مخاطبان و علاقمنداناش، در میان گذارد. جهان بیش از پیش حکم همان «دهکده»ای را مییابد که زمانی مارشال مکلوهان وضع آن را با توجه به تکنولوژی ارتباطات توصیف کرده بود. آنچه شگفت مینماید مرجع صدور حکم مجازاتی است که نقاط مختلف ایران را «طبقهبندی» میکند، و گمان میکند «اندیشه» را میتوان چونان صاحباش، تبعید کرد. گناباد نام درخشان منطقهای گرانقدر از ایران بوده و هست و خواهد بود. اما این نام با حضور زیدآبادی، بیشک بیش از پیش در جهان شناخته و معروف خواهد شد. قلم خواندنی احمد، حکایتهای جالب توجهی از این گوشهی ایران خواهد داشت. آنقدر خواندنی که نامزدهای دورههای بعدی مجلس برای جلب هرچه بیشتر آراء اهالی گناباد، به سطر سطر آن استناد و اشاره کنند. و کسی چه میداند؛ شاید گناباد چنان که هیچگاه پذیرای دکتر هاشم آقاجری نشد (همین چند سال پیش بود که این استاد دانشگاه نیز قرار بود به گناباد تبعید شود)، خانوادهی زیدآبادی را نیز بطن خود نبیند. گناباد اما گناباد خواهد ماند، با زیدآبادی یا بی او. احمد زیدآبادی نیز احمد زیدآبادی خواهد ماند، در گناباد یا دور از گناباد.
برگرفته از: پایگاه اینترنتی روزنامه اعتماد
ادامه متن ... |
|
|
|
|  پدیده های اجتماعی گاه آنقدر پیچیده و عجیب اند که نمی توان در چند سطر و حتی چند کتاب به بررسی تمامی جوانب آنها پرداخت. اما فارغ از اینکه این پدیده ها شناخته شده اند و یا خیر، واقعیاتی هستند که وجود دارند و تک تک اعضای جامعه از آن تاثیر می پذیرند. یکی از این پدیده های اجتماعی که سالها گریبانگیر جامعه بجستان بوده است، پدیده ایست به نام حیدری و نعمتی. در قسمت قبل مختصرا به بررسی تاریخی موضوع پرداختیم و نتیجه این شد که اغلب حاکمان برای اینکه بتوانند به راحتی به حکومت خود ادامه دهند از استراتژی های تفرقه افکندن بین مردم جامعه استفاده می کرده اند که بارز ترین آنها همین پدیده حیدری-نعمتی خودمان است.
واضح است که در حال حاضر و در شهر کوچکی مانند بجستان، سرگرم کردن مردم به این اختلافات برای ادامه حکومت، دیگر محلی از اعراب ندارد و متاسفانه این پدیده تبدیل به یک پارادایم (Paradigm) شده است. برای درک ممفهوم پارادایم، به مثال زیر توجه کنید:
ادامه متن ... |
|
|
|
|  مدتها است که فریاد تولیدکنندگان داخلی از «واردات بیرویه» و به حاشیه رانده شدن تولیدات داخلی به آسمان رسیده است.
اغلباين اعتراضات مربوط به واردات کالاهای چینی به قیمتهای ارزان است و گفته ميشود که برخی از کارخانجات داخلی صرفه خود را در آن دیدهاند که «کالاهایايرانی» خود را نیز در چین تولید و با نام و نشانايرانی خودشان به کشور وارد کنند. دامنهاين اعتراضات به جايي رسید که از چندی پیش دولت دست به افشای کالاهای بیکیفیت وارداتی زد و فهرستهايي ازاين قبیل کالاها را منتشر ساخت.
ادامه متن ... |
|
|
|
|  1-پس از ابلاغ سند چشم انداز 1404 کشور توسط مقام رهبری در سال 1382 به دولت، دولت موظف شد طی 4 برنامه در ادامه برنامه های اول و دوم و سوم توسعه نسبت به تحقق اهداف سند چشم انداز اقدام نماید. شروع برنامه چهارم باید ابتدای سال 1384 می بود لذا برنامه چهارم در همان سال 1382 توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت آماده و پس تصویب هیئت دولت برای تصویب به عنوان قانون به مجلس فرستاده شد. این برنامه در پایان کار مجلس ششم نهایی و به تصویب رسید و اما با شروع کار مجلس هفتم، مجلس مجددا تغییراتی (طرح تثبیت قیمتها در برنامه چهارم از این تغییرات بود) در آن ایجاد و به تایید شورای نگهبان رسید. آذرماه 1383 دولت آقای خاتمی لایحه بودجه را بر اساس همین قانون پنج ساله چهارم تقدیم مجلس نمود. لایحه بودجه تا پایان سال تصویب و با شروع سال 1384 دولت بر اساس این بودجه کار خود را ادامه داد.
ادامه متن ... |
|
|
|
|  1-در ستون رویداد روزنامه دنیای اقتصاد روز شنبه نهم آبان علی لاریجانی از شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر چین انتقاد کرده بود و توجه شعاردهندگان را به سوی آمریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان شناخته شده ملت معطوف نموده بود چرا که بزعم ایشان سابقه دشمنی اینان در طول تاریخ برای ما روشن است. 2-چند روز قبل در جلسه ای یکی از همکاران از سفر اخیری که به چین داشت تعریف می کرد. ایشان نکات زیادی از چین تعریف کرد از جمله به دو مورد اشاره کرد. یکی اینکه دولت چین مردم کشورش را موظف کرده به هر قیمتی شده اجناس خود را به خارجیها بفروشند. دوم اینکه واردات به کشور چین توسط دولت چین ممنوع شده است
ادامه متن ... |
|
|
|
|  همه جای دنیا، مردم بزرگان و نخبگان خود را گرامی میدارند، ولی ما برعکس بزرگانمان را فراموش میکنیم و حقیران را احترام و منزلت میدهیم. همین الان میتوانم ده نفر را نام ببرم که فرزندان خاک پاک بجستان هستند و همه جا دارای اسم و رسم ولی شما حتی نمیشناسیدشان یا نمیخواهید بشناسیدشان. همین بیخ گوش ما و شما پسری رشد کرد و بالید که الان همه کسانی که او را میشناسند به خوبی و نیکی از او یاد میکنند، آنقدر که من که اهل تملق و نان قرض دادن به کسی نیستم را هم وادار کرد چند کلمه در خوشآمدگویی از وی قلم بزنم. همان روزهای اولی که وارد دانشگاه علامه شدم و به جماعت خوابگاهی پیوستم نام نیک این ادم سر زبانها بود. هر دو علامهای بودیم، من حقوق میخواندم و محمد اقتصاد. برعکس فردوسی مشهد، محیط تهران و بعد مسافت مانع از ان است که بچههای بجستان زیاد همدیگر را ببینند. تجربههای نیمه موفقی هم که برای دور هم آوردن این جمع متفرق شکل گرفت درش گل گرفته شد. اما ما با این دوست عزیز به یمن همخوابگاهی بودن مراوداتی داشتیم. تا اینکه دست روزگار ما را از هم جدا کرد. اما مدتی قبل بعد از مدتها خبرهای خوشی شنیدم. محمد علیمرادی دکترای اقتصاد نفت دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شده که صد تبریک دارد و همزمان قدمی دیگر در زندگی شخصی برداشته که این یکی هزار تبریک دارد. به هر حال به محمد که دوران کارشناسی و کارشناسی ارشد را هم در علامه طبطبایی تمام کرده تبریک میگویم و امیدوارم بجستان را فراموش نکند. آرزو دارم همانقدر که خود محمد خوب و خوش کردار است، دنیا هم با او خوبی کند.
نویسنده: امید عبداللهیان
ادامه متن ... |
|
|
|
| 
مهندس علي اکبر موذن روز پنجشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: درپي تغيير پيشماره تلفن ثابت شهرستان گناباد، پيش شماره هاي پنج رديف از تلفن هاي همراه نيز تغيير کرده است . وي شماره هاي تغيير يافته را به اين شرح اعلام کرد :
(قدیم) (جدید) 0915534 به 0915533
0915535 به 0915377
0915335 به 0915375
0915334 به 0915367
0915137 به 0915152
ادامه متن ... |
|
|
تعداد اخبار: 118 (12 صفحه | قابل نمايش: 10)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 ] |
|
|  |
آمار کاربران |
|
لینک دوستان |
|
بجستان
روستاهاي بجستان
گناباد
ديگر دوستان
|
|