منوی اصلی |
|
 | لینکهای سریع |
 | مطالب سایت |
 | بخش خبری |
 | بخش کاربری |
 | امکانات سایت |
 | دیگر بخشها |
|
|
مقالات |
|
آمار بانك اطلاعاتي |
|
تعداد دانش آموختگان: 9
مرد: 8
زن: 1
تعداد دانشجویان: 13
مرد: 13
زن: 0 ----------------------------------مجموع: 22---------------------------------- [جستجو در پایگاه اطلاعاتی]
|
|
 |
 |
|
| 
ماه فرو ماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلك را كمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با كمال محمد
وعده دیدار هر كسى به قیامت
لیله اسرى شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسى و عیسى
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصه گیتى مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد
و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس
بو كه قبولش كند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان كه بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروى چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمىگیرد از خیال محمد
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى
عشق محمد بس است و آل محمد
|
|
|
|
|  1-در ستون رویداد روزنامه دنیای اقتصاد روز شنبه نهم آبان علی لاریجانی از شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر چین انتقاد کرده بود و توجه شعاردهندگان را به سوی آمریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان شناخته شده ملت معطوف نموده بود چرا که بزعم ایشان سابقه دشمنی اینان در طول تاریخ برای ما روشن است. 2-چند روز قبل در جلسه ای یکی از همکاران از سفر اخیری که به چین داشت تعریف می کرد. ایشان نکات زیادی از چین تعریف کرد از جمله به دو مورد اشاره کرد. یکی اینکه دولت چین مردم کشورش را موظف کرده به هر قیمتی شده اجناس خود را به خارجیها بفروشند. دوم اینکه واردات به کشور چین توسط دولت چین ممنوع شده است
ادامه متن ... |
|
|
|
|  ترجمه خطبه 32 نهج البلاغه امیر المومنین علی علیه السلام
در سال 37 هجری در مسجد کوفه در شناخت مردم و روزگارا پس از پیامبر صلی الله علیه وآله ایراد کرد.

1- سیر ارتجاعی امت اسلامی
ای مرم! در روزگاری کینه توز , وپر از ناسپاسی و کفران نعمت ها صبح کرده ایم, که نیکوکار, بدکار به شمار می آید , و ستمگر بر تجاوز و سر کشی خود می افزاید. نه از آن چه می دانیم بهره می گیریم و نه از آن چه نمی دانیم, می پرسیم , و نه از حادثه مهمی تا بر ما فرو نیاید , می ترسیم!
2- اقسام مردم( روانشناسی اجتماعی مسلمین, پس از پیامبر ص)
در این روز گاران مردم چهار دسته اند, گروهی اگر دست به فساد نمی زنند, برای این است که روحشان ناتوان و شمشیرشان کُند و امکانات مالی در دست ندارند, وگروه دیگر, آنان که شمشیر کشیده , و شر و فسادشان آشکار کرده اند, لشکر های پیاده و سواره خود را گرد آورده اند و خود آماده کشتار دیگرانند . دین را برای بدست اوردن مال دنیا تباه کردند که یا رئیس یا فرمانده گروهی شوند , یا به منبری فرا رفته, خطبه بخوانند. چه بد تجارتی , که دنیا را بهای جان خود بدانی, و با آنچه که در نزد خداست معاوضه نمائی . و گروهی دیگر, با اعمال آخرت, دنیا را می طلبند , و با اعمال دنیا در پی کسب مقام های معنوی آخرت نیستند, خود را کو چک و متواضع جلوه می دهند. گام هارا ریا کارانه و کوتاه بر می دارند, دامن خود را جمع کرده, خود را همانند مومنان واقعی می آرایند و پوشش الهی را وسیله نفاق و دوروئی و دنیا طلبی خود قرار می دهند. و برخی دیگر با پستی و ذلت وفقدان امکانات , از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند, که خود را به زیور قاعت آراسته , ولباس زاهدان پوشیده اند. اینان هرگز در هیچ زمانی از شب وروز از زاهدان راستین نبوده اند.
3- وصف پاکان در جامعه مسخ شده
در این میان , گروهی اندکی باقی مانده اند که یا د قیامت , چشم ها یشان را بر همه چیز فرو بسته , و ترس رستاخیز , اشک ها یشان را جاری ساخته است, برخی از آنها از جامعه رانده شده و تنها زندگی می کنند, و برخی دیگر ترسان و سرکوب شده یا لب فرو بسته و سوکت اختیار کرده اند , بعضی مخلصانه همچنان مردم را به سوی خدا دعوت می کنند . و بعضی دیگر گریان و درد ناکند که تقیه و خویشتن داری , آنان را از چشم مردم انداخته است , و ناتوانی وجودشان را فرا گرفته گویا در دریای نمک فرو رفته اند . دهن هایشان بسته, وقلب هایشان مجروح است, آنقر نصیحت کردند که خسته شدند از بس سرکوب شدند ع ناتوانند و چندان کشته دادند که انشت شمار شدند.
4- روش برخورد با دنیا
ای مردم , باید دنیای حرام در چشمتان از پر کاه خشکیده و تفاله های قیچی شده دام داران, بی ارزش تر باشد . از پیشینیان خود پند بگیرید, پیش از ان که ایندگان از شما پد گیرند , این دنیای فاسد نکوهش شده را رها کنید زیرا مشتاقان شیفته تر از شما را رها کرد.
ادامه متن ... |
|
|
|
| 
مهدی استاداحمددر آی طنز نوشت:
از آنجاییکه در ایام اخیر مسالهی چین و چیزهای مختلف چینی به یکی از مسائل مهم و حیاتی ما تبدیل شدهاست
بر آن شدیم که شعر چینیسازی شدهای را که قبلا سروده بودیم در اینجا منتشر کنیم.
ضمنا ذکر این نکته ضروری است که «دماغ کرگدن» که در این شعر به صورت ناخواسته وارد شدهاست جسمیست سخت با کاربردهای فراوان که خود کرگدنها به آن کاملا واقفند:
نه تنها پیرهن از چین بیاریم که اقلامی خفن از چین بیاریم
برای رفع مشکل از جوانان در این فکریم زن از چین بیاریم!
کفن پوشان راه محو فقریم ولی باید کفن از چین بیاریم
دکانها مملو از پوشاک چینی است از این پس رختکن از چین بیاریم
اگر آن چیز نیکو را لولو بُرد نکن شیون لَبَن از چین بیاریم
چراغ مه شکن وقتی نداریم چراغ مه شکن از چین بیاریم!
هزار و صد تومن لازم اگر شد هزار و صد تومن از چین بیاریم!
ولی، شاید، اگر، داریم، اما یقینا، واقعا از چین بیاریم
گلاب قمصر کاشان گران است بیا مُشک خُتن از چین بیاریم
به هر صورت به سود ماست کلا اگر حتی لجن از چین بیاریم
به جای رستم دستان و سهراب اساطیر کهن از چین بیاریم
برای شاعران الفاظ کمیاب جُعَل، حِربا، زغن از چین بیاریم
پر طاووس در دنیا گران است دماغ کرگدن از چین بیاریم
اگر با زلزله تهران فرو ریخت دوباره یک پکن از چین بیاریم
دهنها خسته شد از نطقهامان یدک باید، دهن از چین بیاریم
ترقه، فشفشه، باروت، موشک خطرناکه حسن! از چین بیاریم
خلاصه جنس کشور گشته چینی فقط مانده وطن از چین بیاریم
بیا تا دست یکدیگر بگیریم و سر تا پا بدن از چین بیاریم
به هر صورت سیاست اینچنین است به ما هر چی بگن از چین بیاریم
ادامه متن ... |
|
|
|
|  طنز - شهرام شکیبا 
چرا باید پردهپوشی کنم؟ چقدر محافظهکاری؟ چقدر نگفتن؟ چقدر درد کشیدن و دم برنیاوردن؟ باید گفت، باید اعلام کرد. میگم. میگویم پس هستم. نباید تعارف داشت و باید پشتپردهها را افشا کرد. همهچیز به طور کلی زیر سر خانواده ...... است. لذا چند مورد از موارد بسیاری که از این خانواده میدانم اعلام میکنم و رسماً علیه ایشان با توجه به مستندات اعلام جرم مینمایم.
ادامه متن ... |
|
|
|
| 
کاربر گرامی:
ورود به عید سعید باستانی به دلایل فنی برای شما مسدود میباشد. لطفا اصرار نفرمائید.
عید شما مبارک
ادامه متن ... |
|
|
|
|  ميهمان می نویسد:
امسال مانند سنوات گذشته مراسم عزاداری به همان زیبایی در بجستان برگزار شد.امسال شاهد تغییراتی چند از طرف هیئت های عزاداری در مراسم بودیم که یکی از آنها دادن نذری به خانمها در مساجد بود. که البته گویا این کار به سفارش یکی از روحانیون صورت گرفته بود.
اگر از حواشی قضیه بگذریم. انچه که مهم است این است که کم کم تبعیضاتی از این قبیل که حتی در فرهنگ اسلامی نیز وجود ندارداز جامعه ما رخ برکند.ودر سالهای اتی شاهد این باشیم که فرش زیر پای اقایان وخانمها در مساجد وحسینیه ها یکسان شود.
ادامه متن ... |
|
|
|
| 
بیش از دو سال است که انجمن دانشجویان و دانش آموختگان بجستان در قالب وبلاگ و سایت برای مخاطبان خود مطالبی را در دنیای مجازی ارائه می کند. بنابر این جا دارد نگاهی کوتاه از درون به این فعالیت دو ساله داشته باشیم. دو سال فعالیت سایت و وبلاگ یکدست نبوده و فراز و فرودهایی در میزان فعالیت و در پی آن جلب مخاطب داشته است. نویسنده های متعددی در این مدت کوتاه به آن اضافه شده یا از نوشتن در آن کناره گرفته اند. ادعای چندان گزافی نخواهد بود اگر بگوییم که انجمن در بعضی از جریانات شهر اثرداشته و تا حدودی در روشنگری اذهان و کاستن تنش ها یا برطرف کردن اختلاف نظرها لااقل در بین قشر تحصیل کرده مؤثر بوده است بنابر این جا دارد نه از دیدگاه گروه بلکه از دیدگاه خود به عنوان یکی از اعضاء گروه به این فعالیت نگاهی بیاندازم. این نظر نمی تواند همه زوایا را روشن کند و بنابر این از دوستان دیگر هم توقع دارم که با عناوین جداگانه یا در قسمت نظرات رهنمودهای تکمیلی را بیان کنند.
یکی از بزرگترین مشکلات وبلاگ و سایت بر می گردد به دیدگاه قدیمی رایج در بجستان که متاسفانه تا کنون دامنگیر همه فعالان بجستان شده است. نگاه بدبینانه، شکاک و متهم ساز که کمابیش همه علاقه مندان بجستان را گریزان ساخته است. هر کسی که دغدغه بجستان داشته متهم به کیسه دوزی و طمع ورزی و مال اندوزی یا قدرت طلبی و خودنمایی شده است. حق می دهم با این نگاه و برخورد کار کردن سخت است و برای کسانی که در بجستان زندگی می کنند دشوارتر. بیشتر نویسندگان سایت که ساکن بجستان هستند زودتر کنار کشیدند زیرا هم در سایت و هم در دیدارهای روزانه و رودر رو طعن ملامت کشیدند. لابد رفتار عافیت طلبانه را بر نکوهش دوست و دشمن برگزیدند. گرچه خودم هم کمابیش مورد چنین الطافی قرار گرفته ام ولی کنار کشیدن را چاره مناسب نمی دانم. خانم احمدی و آقایان کریمیان، مسعودی، علیمرادی، حسینی، جانبیکی و... دلایلی برای کنار رفتنشان یا عدم فعالیت شان اظهار نکرده اند و ان شاء الله که دلزده و دلسرد نشده باشند ولی اگر به خاطر یکی دو نظر یا انتقاد کنار رفته اند به نظر من رسالت شان را ادا نکرده اند. اگر هدف ما اصلاح و ارشاد جامعه مان است باید توانی بیشتر از این داشته باشیم و بیشتر از این حرف همشهری هایمان را - حتی اگر اشتباه- تحمل کنیم. حرف هایی که گاه اندیشه ای در پی آن نیست یا از سوی گروه خاصی و با هدف از دور خارج کردن زده می شود. اگر چنین باشد ما در مقدمات کارمان اشکال داریم. انتقاد لازمه کار است و یکی از حسن های سایت و وبلاگ ما شفاف سازی بیش از حد بود. این که شما به مخالفانتان میدان دهید که نظرشان را از بلندگوی خودتان بگویند، کاری بسیار شجاعانه است و هم در سایت و هم در وبلاگ نظرهای مخالفان تا زمانی که به فحاشی کشیده نمی شد، حذف نمی شد. البته بهای این شجاعت نظرهای گاه تندی بود که بیشتر با اسامی مستعار گفته می شد و از نظر من مشکلی نداشت ولی بعضی از دوستان ظاهراً تحملش را نداشتند. بیشتر نظرهای انتقادی جنبه تسویه حساب شخصی داشت. کسی با کسی دشمنی یا عداوتی قدیمی داشت و حال از طریق وبلاگ یا سایت بدون این که شناخته شود مجال می یافت که در حضور جمعی جوابی دندان شکن به مخاطب بدهد. این کار طبیعی است و از مقدمات رسیدن به بلوغ فکری است و به نظر من باید تحمل کرد. گاهی با نظرهایی مواجه می شدیم که طرف معلوم بود نوشته را تا آخر نخوانده و قضاوت کرده یا اصلاً منظور نویسنده را نفهمیده و برای خودش چیزی گفته است. برای چنین نظرهایی اصلاً نمی توان ارزشی قائل شد یا حتی شنید چه رسد به این که نویسنده ای به خاطر آن دنیای مجازی را ترک کند.
بعضی از نظرها دیدگاه سیاسی داشتند. نویسندگان وبلاگ و سایت گرچه خود گرایش های سیاسی داشتند و بعضاً شناخته شده و دانسته بود، اما چون عقیده داشتند که گرایش های سیاسی در محیط های کوچکی مثل بجستان مانع اتحاد همه امکانات و در نتیجه سازندگی است، سعی کردند از دخالت دادن مسائل سیاسی بپرهیزند؛ ولی ضعف بنیه بعضی از تشکل های سیاسی ناخواسته بعضی از نویسندگان را درگیر کار سیاسی می کند که باز هم معتقدم از آن باید لااقل در این سایت پرهیز کرد.
یکی از نشانه های نپختگی توجه به عنوان ها و اسم و رسم ها بود، اگر مطلبی را نویسنده ای با مدرک دانشگاهی فلان می نوشت کسی اعتراضی نداشت ولی اگر اسم کسی با مدرک پایین تر زیر نوشته بود انتقادها تندتر و گزنده تر می شد. این مسئله به مرور زمان حل می شود و صبوری لازم است. ولی بعضی از دوستان نویسنده با اولین انتقادها کنار کشیدند. در فهرست نویسندگان سایت و وبلاگ هم متاسفانه چنین نگاهی بود. وقتی که وبلاگ در اوج فعالیت بود نویسنده ها مجال خوانده شدن به نوشته ها نمی دادند و پی در پی مطلب می نوشتند ولی وقتی چهره های مطرح سایت کنار کشیدند، دیگران هم از نوشتن دست برداشتند یا عارشان آمد که در کنار بعضی اسم ها بنویسند.
در پایان از همه نویسندگان قبلی و کنونی تقاضا دارم که به خاطر بجستان دلسرد نشوند و به فعالیت خود ادامه دهند. همیشه کسانی هستند که به خاطر منافع خودشان می خواهند شما فعالیت نکنید و خانه نشین باشد تا آنها بر خر لنگ مراد خودشان باشند. آنها حتی برای منافع خودشان شهر را ویرانه می خواهند و نباید تسلیم این کوته اندیشی ها شد.
ادامه متن ... |
|
|
|
|  1) دیروز تعداد دفعات اهدای خونم فکر کنم دو رقمی شد و با خودم گفتم فصل محرم جای چنین تبلیغاتی بیشتر و بیشتر حس میشود. همیشه با خودم فکر می کنم بودن ما و نوشته های ما ممکن است هیچ مفید فایده برای عزیزان پیرامون ما نباشد ولی از فرصت سلامت جسم می توان بهره برد و حداقل شرایطی برای حیات چند روز یک یا دو هم نوع ایجاد نمود.
بد نیست برای سلامت خودمان هم که شده هر شش ماه یک نوبت (جدیدا هر چهار ماه) به واحدهای انتقال خون مراجعه و با ایثار یک واحد خون ضمن مساعدت به همنوعان محتاج به سلامت گردش خون خودمان کمک کنیم. وجدانن هم نفست چاق میشه و هم با آزمایشات مجانی که روی خونت انجام میشه نسبت به سلامت جسم مطمئن می شوی. باور کنید که پولی که بابت انجام آزمایشات و نیز وقتی که برای این منظور باید صرف کنی بسیار گران است ولی با اهدای یک واحد خون ضمن اینکه بابت اینها مبلغی پرداخت نمی کنی مورد عزت و احترام هم قرار می گیری.
2) علاوه بر جشن اهدای خون اهدای زندگی همه ساله جشنی بنام جشن نفس هم همزمان با روز مادر انجام می شود. در این جشن از فعالان حوزه اهدای عضو و خانواده های مرگ مغزی که با اهدای اعضای عزیز دچار مغزی شده شان، باعث جان بخشیدن به تعدادی از هموطنان و نیازمندان منتظر و دردمند در صف گیرندگان عضو میشوند تجلیل می شود.
دو سال پیش با آشنایی با واحد فراهم آوری اعضای پیوندی و سایت ایران اهدا به عضویت این واحد درآمدم. و با این کار تمایل خودم را اعلام کردم تا چنانچه دچار سانحه مرگ مغزی شدم تمام اعضایی که میتواند مورد استفاده عزیزان هم میهنی که در صف گیرندگان عضو هستند برداشته و مورد پیوند قرار گیرد.
روی این کارت عضویت نوشته است: مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهدا کنم. باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم، نجات بخش زندگی دیگری باشد.
با این دومطلب خواستم فقط یک تذکر دوستانه بدم که با اهدای خون و عضویت در ایران اهدا به این نهضت انسان دوستانه تداوم ببخشیم.
نا سلامتی ما پیروان رسول انسان دوستی چون سعدی هستیم که فرمود:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
اولین گام عضویت در ایران اهدا است.(فرصت را مغتنم دان و کلیک کن)
http://www.iran-ehda.com
از مهندس نظر نژاد نیز ملتمسانه استدعا دارم تا با قراردادن لینک ایران اهدا سایت دانشجویان و دانش آموختگان بجستان رابه دوستداران این نهضت پیوند بزنند.
ادامه متن ... |
|
|
تعداد اخبار: 18 (2 صفحه | قابل نمايش: 10) [ 1 | 2 ] |
|
|  |
آمار کاربران |
|
لینک دوستان |
|
بجستان
روستاهاي بجستان
گناباد
ديگر دوستان
|
|