3مورد اعلام جرم من علیه خانواده ......( طنز ) تاریخ : دوشنبه، 1 تير ماه ، 1388
موضوع : فرهنگي


 طنز - شهرام شکیبا

چرا باید پرده‌پوشی کنم؟ چقدر محافظه‌کاری؟ چقدر نگفتن؟ چقدر درد کشیدن و دم برنیاوردن؟ باید گفت، باید اعلام کرد. می‌گم. می‌گویم پس هستم. نباید تعارف داشت و باید پشت‌پرده‌ها را افشا کرد. همه‌چیز به طور کلی زیر سر خانواده ...... است. لذا چند مورد از موارد بسیاری که از این خانواده می‌دانم اعلام می‌کنم و رسماً علیه ایشان با توجه به مستندات اعلام جرم می‌نمایم.



1- طلاق زن دایی
زن دایی بنده اسمش «سوسن» بود و دایی او را «سوسی» صدا می‌کرد. زن دایی خیلی بدش می‌آمد که دایی عوض صداکردنش (چه به نام سوسن و چه «سوسی») سوت بزند. حق هم داشت. آدم که در خانه برای صدا کردن همسرش سوت نمی‌زند. مدتی بود که بغل خانه دایی اینا یک شعبه از رستوران‌های زنجیره‌ای بوف باز شده بود. آن شب زن دایی مدام می‌گفت از بوف پیتزا بگیریم و دایی هم دائم اصرار می‌کرد که «من پیتزا دوست ندارم.» و چون زن دایی نان سنگک دوست نداشت از سرلج می‌گفت: «من می‌رم نون سنگک می‌خرم با پنیر و خیار و گوجه می‌خوریم این جوری حس وطن‌پرستی‌مون هم تقویت می‌شه. چون غذامون می‌شه رنگ پرچم ایران.»

عاقبت هم حرف دایی به کرسی نشست. رفت و نون سنگک خرید و به خانه آورد. زن دایی از حرصش سنگ‌های پشت نان را نگرفت. دایی داشت لقمه دوم را گاز می‌زد که سنگ رفت زیر دندانش. لذا دندان جلویی‌اش شکست و افتاد. دایی زرنگ‌تر از آن بود که نفهمد سنگ نان چرا گرفته نشده. ولی دندان روی جگر گذاشت و چیزی نگفت.

بعد از شام، دایی همسرش را صدا زد که بگوید برایش چای بیاورد لطفاً. ولی وقتی گفت «سوسی» چون دندانش افتاده بود، «سوسی» گفتنش مثل صدای سوت شد. لذا زن دایی عصبانی شد و جیغ و داد کرد. دایی هم داد زد. همسایه‌ها آمدند کمک کنند تا دعوا فیصله پیدا کند، ولی متأسفانه چند نفر آشوبگر بین آنها بود که دایی را تحریک کردند.

دایی تلویزیون را شکست، زن دایی ظرف‌های چینی‌ را. دایی آینه میز توالت را شکست، زن دایی‌ هاون را آورد بالا برد و کوبید به کاسه توالت فرنگی. دایی به نوه عموی زن دایی فحش داد و زن دایی به مادر دایی و...
خلاصه دایی و زن دایی از هم جدا شدند. بر همگان واضح و مبرهن است که رستوران‌های زنجیره‌ای بوف، به استناد زنجیره‌ای بودنشان، لاجرم مال خانواده ...... است. اگر خانواده ........دم خانه دایی بنده رستوران زنجیره‌ای باز نکرده بودند،‌ الان دایی و زن دایی بنده زندگی خوبی داشتند. بنابراین بنده از خانواده ....... اعلام جرم می‌کنم.

2- قطع شدن حقوق عمو تقی
 
حقوق عمو تقی، عمو وسطیه بنده که از کارمندان وظیفه‌شناس دولت است قطع شده.
سه روز پیش عمو تقی تلفن زد و گفت: «شهرام جان، لطفاً قسط وام ماشینت را بده، از بانک زنگ زدن گفتن 4 قسط عقب افتاده. اگر پرداخت نکنی از حقوق من که ضامنت شدم، کم می‌کنن‌ها!»

فوراً به دست و پا افتادم برای قرض و قوله کردن. از 36 نفر قرض کردم. پول جور شد، فقط 3200تومان کم داشتم. گفتم عیبی نداره، تا بانک مسافرکشی می‌کنم حتماً جور می‌شه. یک خانم کنار خیابان بود. بوق زدم سوار شد. گفتم: «کجا تشریف می‌برید؟» گفت: «شما کجا تشریف می‌برین؟» گفتم: «هرجا شما برین می‌رسونمتون» گفت: «من تلفنی کار می‌کنم. چن روزه تلفنا قطعه، میام کنار خیابون. حالا کجا بریم؟» گفتم: «خانوم خجالت بکشین. برین پایین...»
آن خانم غیرمحترمه با استعمال الفاظی نامناسب در حق بنده پیاده شد. من از بس که عصبانی بودم نفهمیدم که کیف‌دستی من را هم دزدید. حالا نمی‌توانم قسط بدهم و حقوق عمو تقی قطع می‌شود.

اگر خانواده ..........آشوب نمی‌کردند و تلفن‌ها قطع نمی‌شد، آن خانم غیرمحترمه سوار ماشین من نمی‌شد و کیف دستی‌ام با پول‌ها مفقود نمی‌گشت و حقوق عمو تقی را بانک عوض قسط من برنمی‌داشت. لذا از خانواده .............اعلام جرم می‌کنم.

3- باخت تیم‌ملی
اگر خانواده ......... به معلوم‌الحال‌ها پول نمی‌دادند و معلوم‌الحال‌ها به مشارکت پول نمی‌دادند مشارکت هم به بازیکنان پول نمی‌داد که در بازی ایران- کره‌جنوبی دستبند ....ببندند و بین اعضای تیم‌ملی تفرقه افکنده نمی‌شد لذا طبق پیش‌بینی ، با توجه به نشاط عمومی، کره را می‌بردیم و به جام جهانی می‌رفتیم.


بنابراین من از خانواده .........اعلام جرم می‌کنم. 


منبع :خبر آنلاین  






منبع این مقاله : انجمن دانشجويان و دانش آموختگان بجستان
http://www.bejestan.com

آدرس این مطلب :
http://www.bejestan.com/modules.php?name=News&file=article&sid=104