
آمار و سياست
تاریخ : شنبه، 9 خرداد ماه ، 1388 موضوع : سياسي
تنور انتخابات داغ است و هر کدام از کاندیداها مشغول تبلیغ. در این میان نکته جالب این است که همگان دست به دامن آمار می شوند. نمی دانم در رشته های علوم سیاسی چند واحد آمار ارائه می شود؟ اما صرفنظر از تعداد واحد، به اندازه تمامی دروس ارائه شده کاربرد دارد. در دوره لیسانس یکی از اساتید ریاضی مان نظریات جالبی در مورد آمار داشت. معتقد بود آمار علم بازی با اعداد است. می گفت "آمار یعنی این قدر اعداد را بزن تا همان چیزی را بگویند که تو می خواهی". در توضیح این مساله مثال جالبی داشت: دو دولت را در نظر بگیرید که هر کدام چهار سال بر سر کار بوده اند. در زمان شروع به کار دولت اول میزان بیکاری 50 درصد بوده است و در پایان کار دولت، این مقدار به 30 درصد رسیده است. در این هنگام دولت دوم شروع به کار می کند (با بیکاری 30 درصد) و در پایان کارش میزان بیکاری تا 33 درصد افزایش یافته است. حال وقت آن رسیده که با اعداد و ارقام فوق، میزان موفقیت دو دولت را مقایسه کنید. از بین چندین راه ممکن برای نشان دادن آمار فوق، دو راه از همه جالب تر است: روش اول (استفاده از نرخ رشد): در دولت اول میزان بیکاری از 50 درصد به 30 درصد رسیده است: یعنی 40 درصد میزان بیکاری کاهش یافته است. در دولت دوم میزان بیکاری از 30 درصد به 33 درصد رسیده است: یعنی 10 درصد میزان بیکاری افزایش یافته است. نتیجه: میزان بیکاری در دولت اول 40 درصد کاهش یافته در حالی که در دولت دوم 10 درصد افزایش یافته است. و اما روش دوم (استفاده از میانگین): در دولت اول میزان بیکاری از 50 درصد به 30 درصد رسیده است: یعنی متوسط بیکاری 40 درصد بوده است. در دولت دوم میزان بیکاری از 30 درصد به 33 درصد رسیده است: یعنی متوسط بیکاری 5/31 درصد بوده است. نتیجه: متوسط میزان بیکاری در دولت اول 40 درصد بوده، در حالی که در دولت ذوم متوسط بیکاری 5/31 درصد بوده است. همانطور که می بینید دو نتیجه آماری بدست آوردیم که هر دو کاملا صحیح اند. اما مفهومی که می رسانند کاملا بر عکس است. نتيجه اينكه بدون اطلاع از منابع آمار و پيش فرض هاي در نظر گرفته شده براي بدست اوردن اين اعداد و ارقام (كه اتفاقا همگي كاملا صحيح اند) نمي توان به آنها اعتماد كرد.
|